

منبع : سايت پندار
پروین سلاجقه، در شب شعر هشتم نشر چشمه، در خانه هنرمندان شرکت کرده است و در پاسخ به شرکت کنندگان نظریات خود را درباره شعر نو و شعر سپید سخن می گوید. او در این مصاحبه که کبوتر ارشدی اجرای آن را بر عهده داشت می گوید از نظر استفاده از ظرفیت های زبان محاوره، شعر فروغ از شعر شاملو موفق تر است. او می گوید شعر های تفننی به شعر هایی گفته می شود که سعی می کنند در هر زمان یک محور را در شعر مد نظر قرار دهند. مثلا در یک دوره تکنیک گفتن و یا استفاده از واژگان در یک محور خاص یا بازی های زبانی. او این جریان ها را مقداری تصنعی و تفننی می داند. به مزایا و معایب این نوع شعر می پردازد .

تهیه و تنظیم: غزال زرگر امینی
گزارش کامل کارگاه داستاننویسی «کارنامه» با حضور دکتر پروین سلاجقه و میترا الیاتی بیست و ششمین نشست عمومی کارگاه داستاننویسی کارنامه با حضور دکتر پروین سلاجقه و میترا الیاتی در مؤسسه فرهنگی- هنری کارنامه برگزار شد.
کارگاه به مثابه بنیادی دموکراتیک
در این نشست ابتدا محمدمحمدعلی ضمن خوشامدگویی، در خصوص کارگاهها گفت: «من به میهمانان عزیز، از دل و جان خوشامد میگویم. اعتقاد دارم شنیدن سخنان آنان در این مکان، مصداق چندصدایی است. پیشتر نیز هربار که میهمانی به کارگاه دعوت میشد، از خواص و ویژگیهای کارگاه صحبت میکردم و امروز نیز در حضور سرکار خانم میترا الیاتی و خانم دکتر پروین سلاجقه میگویم که کارگاه چیزی نیست جز مشق دموکراسی. شنیدن صدای خود و صدای دیگری در محیطی عاری از طبقات و مرتبهی علمی و هنری که از خواص کارگاه است و نه کلاسهایی در دانشگاههای رسمی همراه با دانشجویان خواستار نمرهی قبولی.
تعریف من از کارگاه داستاننویسی به خودشناسی معطوف میشود و خودشناسی فراتر از فراگیری تئوریها و سبکها است. خودشناسی با تجربههای گوناگون در مقولهای هنری فراهم میآید. تجربه سخن گفتن، سخن شنیدن و تحمل دیگران. کارگاه با بنیاد دموکراتیکاش در پرورش غریزه و سامان دادن به آموزش مؤثر است به این معنا که چون پس از خواندن داستان، اظهارنظر شنوندگان، اندکی الزامی است؛ گوش ورز میآید برای شنیدن، چشم ورز میآید برای دیدن و فهم و انصاف ورز میآید برای قضاوت و حقدادن به دیگران و گرفتن حق خود از دیگران و سرانجام به راه خود رفتن. چه، هریک از ما به دنیا آمدهایم که مثل خودمان باشیم نه دیگران.
گزارش اين نشست در سايت جن و پري

پروين سلاجقه: شيوه نقد «جرجاني» مدرن است
خبرگزاري فارس: پروين سلاجقه شيوه نقد عبدالقاهر جرجاني را مدرن توصيف كرد و گفت:
او در نقد صرفا به متن توجه ميكند و مسايل برونمتني را دخيل نميكند ؛ اين چيزي است
كه نقد نوييها به آن توجه ميكنند.
به گزارش خبرنگار ادبي فارس، نخستين جلسه از سلسله نشستهاي سومين دوره جايزه ادبي روزي روزگاري با موضوع «آراء نظري عبدالقاهر جرجاني» و با سخنراني پروين سلاجقه عصر ديروز در تالار شهر كتاب گلچين برگزار شد. اين نشستها با عنوان كلي «نگاه مدرن به دستآوردهاي كلاسيك» برگزار ميشود. در ابتداي نشست ديروز، مديا كاشيگر دبير جايزه روزي روزگاري درباره هدف اين نشستها گفت: بنا به صحبتهاي ما در سال 86 قرار شد غير از بحثهاي ادبيات روز، جلسات ديگري هم داشته باشيم كه يكي از آنها نگاه مدرن به دستآوردهاي كلاسيك است. در همين راستا با پروين سلاجقه صحبت كرديم و قرار شد از جرجاني شروع كنيم كه شارح ارسطو بوده است. وي افزود: پرداختن به اين موضوع 2 دليل دارد؛ نخست اينكه ما خيلي چيزها را تصور ميكنيم واردكنندهاش هستيم در حاليكه اگر امروز ديگر توليدكنندهاش نبوديم روزگاري صادركننده آن بوديم. دوم اينكه جرجاني را انتخاب كرديم به دليل بحث مجازها. سي چهل سال است كه منتقدان به بحث مجازها بازگشتهاند و اگر به آراي ژنت و تودوروف مراجعه كنيم اين را ميگوييم. در كل اگر به نگاه ساختارگراها، پساساختارگراها و پساپساساختارگراها رجوع كنيم مجازهاي مرسل را ميبينيم. دانشمندان آن زمان به ساختار كلامي قرآن مجيد پرداختهاند و بعد چون ديدند كه اختلاف نظر دارند تصميم گرفتند قواعدي وضع كنند و اين سرآغاز قاعدهمند شدن آن بود. سلاجقه ضمن اشاره به آثاري كه در اين داستان تا قبل از جرجاني توليد شده است، اظهار داشت: جرجاني دو كتاب مهم در قرن پنجم با موضوع علم معانی و بيان نوشته است. يكي اسرارالبلاغه و ديگري دلايلالاعجاز. در حدود صد عنوان در فهرست اسرارالبلاغه وجود دارد كه بسيار قاعدهمند و تئوريك است. ضمن اينكه دلايلالاعجاز مسايل دانش معاني را مطرح كرده كه هنوز با وجودي كه يكي از مهمترين آثار در حوزه شرق است،تا جایی که من اطلاع دارم به فارسي ترجمه نشده است.هر چند به طور تخصصی هنوز در مورد این کتاب تحقیق نکرده ام. اين پژوهشگر و استاد دانشگاه ضمن ارايه سخناني از بزرگان درباره جرجاني و مختصري از زندگي او تاكيد كرد: فهرست آثار جرجاني نشان ميدهد كه او چقدر پركار بوده است سوال اين است كه چقدر بحثهاي جرجاني توانسته خودش را به امروز و مباحث مورد بحث امروز بكشاند. موضوعات اصلي روششناختي در اسرارالبلاغه، جناس سجع تشبيه و انواع مجاز كه امروز اين آرا را ميتوان در دانشمندان زبانشناس يافت. به گفته سلاجقه شيوه جرجاني پرسش و پاسخ است يعني ابهامها را مطرح ميكند و بعد سعي ميكند با ارايه مثالهاي شعري پاسخها را ارايه كند كه اين شيوه لونگينوس است.
كاشيگر با اشاره به اهميت والاي مجازها در علوم شناختي تصريح كرد: علوم شناختي علومي است كه موضوعش تلاش براي چگونگي شناخت انسان است ما در علوم شناختي يك سري شيوههاي شناخت انسان را توانستهايم تشخيص دهيم. مثل قياس، استقراء، استنتاج و نزديكسازي، ولي تمام اين اسلوبها اسم مجازهاست. دبير جايزه روزي روزگاري ادامه داد: علوم شناختي به اين نتيجه رسيده كه يك شيوه ديگر براي شناخت انسان وجود دارد. ادبيات اين شيوه را به كار ميگيرد، ولي علوم شناختي هنوز نتوانسته است.
كاشيگر تأكيد كرد: حالا وقتي به جرجاني و استادش ابنسينا نگاه ميكنيم، ميبينيم كه آراءشان از ادبيات فراتر از فلسفه ميرود و اين پيوندي كه امروز در قرن 21 بين ادبيات و منطق و فلسفه و علوم ديگر وجود دارد هزار سال پيش قدماي ما به آن پي برده بودند و براي همين جرجاني ميتوانست شروع خوبي براي اين نشستها باشد.
سپس پروين سلاجقه استاد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه و پژوهشگر نيز در اين ميزگرد تنها به طرح درآمدي از آراء جرجاني پرداخت و گفت: جرجاني پدر تاريخ شرح است. اگر دو حوزه عمده غرب و شرق را در نظر بگيريم، در غرب از افلاطون و ارسطو شروع ميشود تا قرن اول كه به لونگينوس ميرسيم و رساله بسيار مهمي كه او مينويسد كه تا 15 قرن كسي به آن دسترسي نداشته است. تا اينكه اوايل قرن 16 در سوئيس پيدا ميشود. وي درباره حوزه شرق گفت: در حوزه شرق 11 قرن بعد از ماجراي لونگينوس ما جرجاني را داريم. توجه به روششناسي لونگينوس و جرجاني به ما نشان ميدهد كه بايد درصد بالايي احتمال دهيم جرجاني حتما رساله لونگينوس را ديده است. وي با بيان اينكه از آغاز تمدن اسلامي در شروع قرن سوم به بحث كلامي پرداختهاند، تصريح كرد:
اين پژوهشگر ادبي عنوان كرد: جرجاني بحثهايي را درباره اهميت گفتار دارد كه در آثار او به تبعيت از آثار ارسطو به همان شيوه و تحت تأثير ارسطو است. او نيز بهترين نوع سخن را سخني ميدادند كه گوهر سخن را نشان بدهد. سلاجقه بيان داشت: شيوه جرجاني مدرن است يعني شيوهاي كه او در نقد بكار ميگيرد به متن توجه دارد و مسايل برونمتني را داخل نميكند و اين شيوهاي است كه نسل امروز به آن توجه دارد و در عقايد نقد نوييها بسيار مهم بود. با اين وجود به گفته سلاجقه تحليلهاي جرجاني كلاسيك هستند. چون بر مبناي خوب و بد استوارند و ميخواهند از ديد استعلايي يك متن را مورد بررسي قرار دهند كه از همان اول تباين پديد ميآيد و اين چيزي است كه امروز فرماليستها مطرح ميكنند كه لفظ از معنا جداست. اين استاد دانشگاه سخنان خود را با طرح چند پرسش ادامه داد و گفت: جرجاني كه در قرن 5 هجري كتاب مينويسد چقدر به پيشينه علوم توجه دارد؟ آيا جرجاني در روششناسياش تحت تأثير كسي بوده است؟ آيا قبل از او روششناسي به همان شيوه بوده است؟ آراء جرجاني تا چه اندازه تحت تاثير يونانيها بوده است؟ سلاجقه بيان داشت شايد گفتارهاي ما تاكنون در پاسخ به اين سؤالها ديمي بوده و بايد جديتر باشد. با اين شرط كه ببينيم علم معنا در فاصله بين ارسطو تا لونگينوس در شرق چطور بوده است و بعد از لونگينوس در طي هزار سال در ايران چه اتفاقي افتاده است. وي بحث درباره تأثيرپذيري جرجاني از ارسطو در علم بيان را به جلسات بعد موكول كرد و سپس به مقايسه و تأثيرپذيري جرجاني از لونگينوس در روششناسي پرداخت. سلاجقه خاطرنشان كرد: پرداختن به اين مباحث امر مباركي است ما در آغاز يك سري بحثهاي جدي هستيم كه بعد از عمري پدركشي ميخواهيم به پدر توجه كنيم. ميتوانيم نگاهي به انديشه قدما بيندازيم كه چه داشتيم و چه نداشتيم و روي ان كار كنيم تا به يك شناختي برسيم.در پايان حاضران در جلسه به ارايه ديدگاه هاي خود پرداختند.

دكتر پروين سلاجقه :من توضيحاتم را در مورد كتاب «اميرزاده كاشي ها» تقسيم مي كنم به دو بخش. فكر مي كنم بخشی از صحبت من بايد منحصر شود به اين مطلب كه بررسي متن شاعرانه به چه شكل انجام مي شود و ديدگاه هاي من در این باره چه بوده است؟
در بخش نخست كتاب سعي كرده ام مقدمه اي در «مباني و بنيان هاي نظري» و «تاريخچه اي خلاصه از چگونگی نقد شعر » ارايه كنم و آنچه را در آراء قدمايي و مدرن در این مورد بیان شده است به طور مختصر مطرح كنم و در پايان اين مقدمه،بنيان هاي نظري خودم را مشخص كنم. به نظر من سرنوشت نقد شعر تا حدود زیادی بر مي گردد به دیدگاه های "افلاطون" و "ارسطو"درباره ی شعر. ديدگاه هايي كه از نظرگاه " افلاطون" سرچشمه مي گيرد ،شعر را به عنوان يك پيكره ی كلی در نظر دارد؛پيكره اي كه قابل جدا سازی و تجزيه نيست.شعر با كليت خود زاده مي شود و به نوعي يك منش استعاری یکپارچه دارد.به نحوی که ما نمي توانيم عناصر شعري را در آن از هم جدا كنيم ،ولی به نظر می رسد ديدگاه هاي "ارسطو" به طور عمده ، سمت و سوي يك نگاه جزئي گرايانه را دارند. نگاهي كه سعي مي كند عناصر شعر و اتفاق های هنري را در آن جدا کند و مورد تجزیه و تحليل قرار دهد. من گاهي به ديدگاه هاي ارسطویی و گاه به دیدگاه های افلاطونی نظر دارم . اگر بخواهیم به شكل آكادميك با متن برخورد كنيم هيچ راهي نداريم جز اينكه از ديدگاه تجزيه و تحليل متن استفاده كنيم. ولي در نهايت ديدگاه افلاطونی است كه پيروز مي شود، چرا كه شعر در نهایت با كلیت خودش بالاتر از هر نقدي مي ايستد.من سعي كردم از همه ی اين ديدگاه ها که آنها را دست آوردهاي دانش بشري مي دانم استفاده کنم و آنها را از قديم ترين ايام تا اکنون مورد مطالعه قرار دهم و ببینم که چه بخشي از آنها در نقد شعر کاربرد دارد،تا بتوانم از آن ها استفاده کنم. فكرمي كنم شيوه ی من تلفیقی است از همه ی رویکردهای نقد شعر از کلاسیک تا مدرن. و در مجموع يك شيوه ي پديدار شناسانه را ارايه مي كند،كه به تمام اين دست آورد ها نظر دارد. به ويژه دست آورد هاي قرن بيستمی که به كمك دانش زبان شناسي پيكره ی كلي شعر را مورد تجزيه و تحليل قرارمی دهد و همچنین علاوه بر رویکردهای زیبایی شناسانه،ديدگاه هاي جامعه شناسي،روان شناسي،اسطوره ای و غیره را در اين نقد در نظر داشته ام .
بخش اول «امیرزاده ی کاشی ها» بيشتر به مسايل نظري مي پردازد. اما در بخش های کاربردی ده فصل را در نظر گرفته ام. فصل اول بررسي ويژگي هاي شعر شاملو است،بررسی ویژگی های یک متن شاعرانه كه می خواستم نگاهی منتقدانه به آن داشته باشم . ويژگي شعرهاي شاملو در ساختار و انواع شگردهای هنجار گريزي و آنچه که توانسته است زبان را به شعر نزديك كند و از اين مقوله ها . سعي كرده ام به صورت تئوري و كاربردي با شاهد مثالهايي از اشعار شاملو آنها را معرفي كنم . اما کار اصلی نقد من در فصل هاي بعدي است؛ فصل هایی كه درگيري های عمده ی مرا با متن اشعار نشان مي دهد. در اين زمینه كاري كه كرده ام اين است كه سعي كنم خودم را از تعلقاتي كه پيش زمينه ی متن بر من تحميل مي كند رها كنم و بدون پيش داوري با اشعار درگير شوم و ببينم متن چه چيزي در اختيار من قرار مي دهد و باتوجه به آن چه كه از متن اشعار به دست مي آورم سعي كنم به نوعی تقسيم بندي صوري برسم تا بتوانم در یک سیستم ساختارگرایانه،رویکردهای منتقدانه را اعمال كنم و بدین طریق نُه فصل دیگر شکل گرفت.
قسمت دوم/به گزارش خبرنگار "آتي بان":اميرزاده ي كاشي ها » عنوان كتابي از د كتر "پروين سلاجقه" است كه در آن به نقدو بررسي اشعار "احمد شاملو" پرداخته. اين كتاب در آذرماه 1385 خورشيدي با حضور مولف كتاب و "عنايت سميعي " منتقد،در شهر كتاب مركزي تهران،مورد بررسي قرار گرفت. متن كامل اين نشست را همراه با پاسخ پرسش هاي مطرح شده مي خوانيد.

عنايت سميعي :«پيام سكوت»
هم زباني خويشي و پيوندي است مرد با نامحرمان چون بندي است
اي بسا هندو و ترك مهربان و اي بسا دو ترك چون بيگانگان
پس زبان محرمي خود ديگر است همدلي از همزباني بهتر است
غير نطق و غير ايما و سِجِل صد هزاران ترجمان خيزد ز دل
(مثنوي.دفتر اول. 1208-1205)
«امير زاده ي كاشي ها»،نقد همدلانه،آكادميك وخلاقانه ي شعر "شاملو"ست ،به دوراز حرف و سخن ذوقي و تجربي . در رد و تاييد شعر شاملو تاكنون مطالب بسياري رقم خورده و هر يك ازمنتقدان،رموز شاعري او را عمدتاً برحسب ذوق و سليقه و ندرتاً از ديد علمي بررسيده اند. البته تا آنجا كه بتوان ادبيات و علم را به هم نزديك كرد.
اما «اميزاده ي كاشي ها» ،بررسي همه جانبه ،و جامع و مانع شعرهاي شاملوست كه نه تنها فهمي تازه از شعر او به دست مي دهد،بلكه افقي نو در برابر علاقه مندان شعر معاصر باز مي كند كه مبتني برنقد علمي،پويا و روادارانه است.
اميرزاده ي كاشي ها را تابستان گذشته خوانده ام. هيچ كتابي را به هدف نقدوبررسي به دست نمي گيرم ولذت خواندن را برهرچيز ديگر ترجيح مي دهم. اما وقتي به من تكليف شد كه در بررسي آن شركت كنم فرصت چنداني براي بازنگري كتاب نيافتم. پس اين گفتار معرفي اجمالي كتاب است و بيان دلمشغولي هاي من در باره ي شعر "شاملو".