تبليغاتX
پروین سلاجقه
Mon 13 Feb 2012
دکتر پاینده در جلسه ی نقد و بررسی کتاب نقد نوین در حوزه ی شعر
 

آنهایی که به تحسین حافظ بسنده می‌کنند بزرگ‌ترین دشمنان او هستند حسین پاینده در جلسه نقد کتاب «نقد نوین در حوزه شعر» گفت: آن‌هایی که به تحسین حافظ بسنده می‌کنند، بزرگ‌ترین دشمنان حافظ هستند چون نقد ادبی را از حوزه اندیشه و تفکر بیرون می‌آورند. به گزارش خبرنگار مهر، جلسه نقد و بررسی کتاب «نقد نوین در حوزه شعر» نوشته پروین سلاجقه، سه‌‌شنبه‌شب 18 بهمن با حضور حسین پاینده، مدیا کاشیگر، محمود حسینی‌زاد، منوچهر حسن‌زاده مدیر انتشارات مروارید، نویسنده اثر و دیگر چهر‌ه‌های عرصه نقد ادبی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

پاینده در این برنامه گفت: بررسی یک کتاب جدیدالانتشار و معرفی‌اش، این که چه بخش‌هایی دارد، چه مزیتی دارد و چه نقصان‌هایی دارد، «ریوی‌یو» نامیده می‌شود اما نمی‌دانم چرا در مطبوعات ما به چنین کاری نقد کتاب گفته می‌شود و یا جلسات بررسی کتاب‌های تازه چاپ شده را جلسات نقد می‌خوانند. من در خیلی از این جلسات حاضر شدم و متوجه نشدم که چرا در این جلسات به اصطلاح «نقد»، نقدی بیان نمی‌شود. وی افزود: به نظرم ما در زبانمان نقد را با انتقاد اشتباه گرفته‌ایم. انتقاد بیان کمی و کاستی‌هاست ولی نقد، بررسی و واکاوی است. هیچ‌کس محق نیست در جلسه‌ای وقت افرادی را که برای نقد ادبی آمده‌اند، بگیرد و نظر شخصی خود را بگوید. خیلی از کلمات در زبان ما به اشتباه به کار می‌روند. کار به جایی رسیده که ما در این کار در زبان انگلیسی هم پیش رفته‌ایم. مثلا در زمان جوانی ما به دروازه‌بان، گلر گفته می‌شد. چنین کلمه‌ای در انگلیسی وجود ندارد و ما آن را ساخته‌ایم اما اگر هم چنین لغتی در زبان انگلیسی وجود داشته باشد،‌ باید به معنی زننده‌گل باشد نه کسی که جلوی گل خوردن را می‌گیرد. چون داشتن «ای و آر» در آخر کلمه آن را اسم فاعل می‌کند.

این محقق در ادامه گفت: ایرانیان نه تنها در زبان خودشان بلکه در زبان دیگران هم دست به ابداع زده‌اند. مثلا لغتی به نام ماکروفر در انگلیسی نداریم و این کلمه زاییده خود ما ایرانی‌هاست. در زمینه نقد هم همین جریان است. به نظر من وقتی از کتابی صحبت می‌کنیم، نقد ادبی نمی‌کنیم. بنابراین جلسه امروز، از نظر من جلسه نقد کتاب نیست بلکه ریوی‌یوی(مرور) این کتاب است. پیشنهاد می‌کنم که معادل «مرور و معرفی» را به عنوان معادل فارسی ریوی‌یو به کار ببریم. چون ریوی‌یو این است که کتابی را که کسی نخوانده، بخوانی و آن را به دیگران معرفی کنی. 

پاینده درباره کتاب «نقد نوین در حوزه شعر» گفت: می‌خواهم به سهم خودم از نویسنده این کتاب به خاطر پرداختنش به موضوع نقد شعر، تشکر کنم. ای کاش دانشگاهی‌های ما هم چنین شیوه‌ای را برای نگارش و تالیف مسائل نقد پیش بگیرند. بس است تصحیح نسخه‌هایی که تا به حال بارها تصحیح شده‌اند. امروز در دانشکده‌های علوم انسانی و ادبیات با نسلی روبرو هستیم که حاضر نیستند تجربه‌های گذشته را تکرار کنند و به اینترنت و همه ابزار‌های مدرن دسترسی دارند. نقد ادبی هم یک موضوع دینامیک و پویا است و از دهه 60 به این سو، خیلی با مطالعات فرهنگی پیوند خورده است.

نویسنده کتاب «گفتمان نقد» ادامه داد: امروزه نقد تبدیل به شیوه‌ای از زندگی شده است و فقط هم منحصر به مطالعات ادبی نمی‌شود. به نظرم نوشتن این کتاب خیلی جسورانه بوده است و باید نویسنده را به دلیل این جسارت ستایش کرد. چون بسیاری از استادان دانشگاه‌ها فکر می‌کنند معنی کردن شعر این است که لغات آن را معنی کنند. رویکرد ما به شعر، فهم شعر و ربط دادن شعر به زندگی باید تغییر کند و این در گرو تغییر رویه نقد در محافل ادبی است. به نظرم این کاری است که کتاب «نقد نوین در حوزه شعر» می‌خواهد بکند و در این راه هم توفیق داشته است. روش بررسی شعرها در این کتاب به این گونه است که متن شعر به صورت کامل آورده شده و بعد شرح دقیق متن یعنی کاری که منتقدان آمریکایی آن را قرائت تنگاتنگ می‌گویند، انجام شده است. وی گفت: سلاجقه به خود متن شعر پرداخته است نه آن‌چه در خارج از متن قرار می‌گیرد. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که مطالب برون متنی همیشه بیشتر از خود متن در معرض توجه بوده‌اند. اما به نظر می‌رسد در این کتاب از چنین رویه‌ای پرهیز شده است. مولف، هر بیت را به عنوان یک واحد خودکفا از معنی بررسی کرده است. او ابتدا گزاره‌های شعری را طبقه‌بندی کرده و بعد وارد بررسی‌های دیگر شده است. در لابه لای سطور هم بررسی دقیق کارکرد واژه‌ها را شاهد هستیم. این کاری است که هم در نقد ادبی، هم تدریس شعر و هم نوشتن رساله‌های تحقیقی به آن نیاز داریم.

این منتقد در ادامه سخنانش گفت: به نظرم حافظ پیش از این، بسیار ستوده شده است. این سخن به این معنی نیست که حافظ را دست کم می‌گیرم. حافظ شاعر بسیار بزرگی است اما به نظرم باید از مرحله ستایش عبور کنیم و به خوانش تحلیلی برسیم و معنی را درک کنیم. یک نکته مهم هم این است که معنی را حبس نکنیم. اگر واقعا روش تدریس حافظ این است که بگویم «می 3 گونه است، یادداشت کنید!» یا «پیام اخلاقی این غزل این است» و همان را هم سر امتحان از دانشجو‌ بخواهیم، هیچ جای تفکر و اندیشه‌ای نگذاشته‌ایم و بهتر است از دانشجو‌ها بخواهیم سر کلاس نیایند. جزوه‌ای تهیه کنیم و آن را در اختیارشان قرار دهیم تا پایان ترم بیایند و براساس آن امتحان بدهند. اما این، آن روشی نیست که پاسخگوی ذهن چالش‌گر دانشجوی امروزی باشد. ما در دوران پسامدرن به سر می‌بریم و آن دوران که استاد به عنوان مجسمه دانش وارد کلاس می‌شد و دانشجو در برابرش هیچ بود گذشته است. دانشجوی امروز فکر می‌کند و می‌گوید این حرف‌‌ها را از کجا آورده‌ای؟ بنابراین معنی را در شعر حافظ نباید حبس کرد. معنی در دوره‌های مختلف می‌تواند زاده شود.

مولف کتاب «رمان پسامدرن و فیلم» افزود: نقد ادبی پنجره‌های متکثری را باز می‌کند و باید به این سمت حرکت کرد. اما دریغا که این کتاب در چنین زمانی منتشر شده و سعی کرده است راه دشواری را در پیش بگیرد. من از خود نویسنده کتاب می‌پرسم « خانم دکتر، زمانی که شما دانشجوی لیسانس بودید، حتی 2 واحد درس نقد ادبی گذرانده‌اید؟»

سلاجقه در پاسخ به این سوال گفت: فقط 2 واحد. پاینده نیز گفت: عجب! من فکر کردم شما برای دوره‌های قبل‌تر هستید و این درس را نداشته‌اید.

پاینده ادامه داد: دوره لفاظی تمام شده است و اگر ما هم زمانی لفاظی می‌کردیم دلیلش این بود که کتاب‌های نقد ادبی در کشورمان نبود. تنها کتاب 2 جلدی عبدالحسین زرین کوب وجود داشت که آن‌هم رساله دکترایش بود. زمانه دیگر فرق کرده است که کلمات پر طمطراق را در کلاس بیان کنیم و توقع داشته باشیم که مخاطب ما را جدی بگیرد. به نظر من اتفاقا آن‌هایی که به تحسین حافظ بسنده می‌کنند، بزرگ‌ترین دشمنان حافظ هستند چون نقد ادبی را از حوزه اندیشه و تفکر بیرون می‌آورند.

مترجم «نظریه‌های رمان: از رئالیسم تا پسامدرنیسم» گفت: سلاجقه در سطر به سطر این کتاب همان‌گونه جلو می‌رود که فرمالیست‌های آمریکایی در دهه 30 در نقد پیش می‌رفتند. نظام‌مند بودن نقد‌ها قابل توجه هستند و می‌توانند الگویی برای کسانی که می‌خواهند کار تحقیقاتی انجام بدهند،‌ باشد. من در دانشگاه دانشجویانی را دیده‌ام که کیف استاد را حمل می‌کنند و به اصطلاح کیف‌کش استاد هستند. توجه کنیم که وظیفه ما این نیست که مرید تربیت کنیم تا کیف ما را حمل کنند. اگر همت کنیم باید کسانی را تربیت کنیم که بعد از ما این تحقیقات را ادامه بدهند. بهترین اساتید، آن‌هایی هستند که ادامه‌دهنده‌هایی را بعد از خودشان به جا می‌گذارند.

پاینده در پایان سخنانش گفت: به نظرم اگر چند نکته به کتاب افزوده شود، بهتر است چون جای این نکات در کتاب خالی است. یا بشود برخی از مسائل را از منظر انتقادی‌تری بیان کرد. من عنوان کتاب را که دیدم، فکر کردم درباره نقد نو است در حالی که در چند مقطع از کتاب از قواعد نقد نو تخطی شده است. از نویسنده این کتاب تشکر می‌کنم و یک نکته را هم بگویم و آن این که در چنین زمانی که خیلی‌ها به فکر سکه و دلار هستند و ناشرها رمان‌های عاشقانه را در تیراژ بالا چاپ می‌کنند، خیلی شرافتمندانه است که کسی خودش را با ساعات تدریس خفه نکند و برود تحقیق کند.

 

+ پروین سلاجقه
Mon 13 Feb 2012
کاشیگر: نقد خوب باید در مخاطب سوال ایجاد کند
 

مدیا کاشیگر در جلسه نقد کتاب «نقد نوین در حوزه شعر» گفت: نقد به اعتقاد من این نیست که برای شما همه چیز را روشن کند. بلکه نقد آن مطلبی است که تازه سوالات جدیدی را در شما برانگیخته کند تا کنجکاو شوید. به گزارش خبرنگار مهر، جلسه نقد و بررسی کتاب « نقد نوین در حوزه شعر» نوشته پروین سلاجقه، سه‌‌شنبه شب 18 بهمن با حضور حسین پاینده، مدیا کاشیگر، نویسنده اثر، محمود حسینی‌زاد، منوچهر حسن‌زاده مدیر انتشارات مروارید و دیگر چهر‌ه‌های عرصه نقد ادبی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

کاشیگر در قسمت دوم این برنامه گفت: به نظر من هم واژه نقدِ نقد، بی‌معناست. مگر در فلسفه که اندیشه را نقد می‌کنیم. روشی که مسلط بر نقدهای کتاب پروین سلاجقه است، نقد ساختارگراست. من به عنوان مترجم و منتقد به این نکته اشاره می‌کنم که وقتی نقد‌های ساختارگرا را ترجمه می‌کردم، پدرم درآمد. نقد ساختارگرا، نقدی است که در آن فرم از محتوا جداست.

وی افزود: مترجم‌ها در برخی مقاطع ناچار به خیانت هستند. بد‌ترین ترجمه‌ای که کردم کتاب «گربه‌ها» بود و در آن مجبور شدم از این خیانت‌ها بکنم تا مخاطب متوجه مقصود نویسنده شود. من واقعا از نویسنده این کتاب تشکر می‌کنم که نقد ساختارگرا را بر شعرهای کهن و نوین فارسی نوشته است. در مقاله اول کتاب که درباره حافظ است، برای اولین بار نمونه یک نقد ساختارگرا را دیدم و لذت بردم.

این مترجم در ادامه گفت: یکی از درخشان‌ترین مقالات هم درباره سهراب سپهری بود که از کنار هم گذاشتن معنای منفرد گزاره‌ها ساخته شده است. حکم صادر کردن کار ساده‌ای است. همان‌طور که برای سپهری هم حکم صادر کردند. اما نویسنده در مقاله درخشانی که درباره سپهری نوشته است، به آن‌هایی که حکم صادر کردند، می‌گوید « نه خیر، اشتباه می‌کنید؛ همان‌طور که آرنولد هاوزر اشتباه می‌کرد. سپهری از شاعران بزرگ است و شما نفهمیدید که او شاعری اجتماعی است.» بنابراین نمی‌توان گفت اکثر کسانی که سپهری می‌خوانند، بی‌شعور هستند و باید به سلیقه دیگران احترام گذاشت.

کاشیگر گفت: سلاجقه ابتدا نیامده بگوید سپهری شاعری اجتماعی است بلکه تک تک گزاره‌ها را تعریف کرده است و تا جایی پیش رفته است که همه مسائل را برای ما، که گویی دانش‌آموزان دبیرستانی هستیم، گشوده است و تا حدی مخاطب را خسته می‌کند. نقد به اعتقاد من این نیست که برای شما همه چیز را روشن کند. بلکه نقد آن مطلبی است که تازه سوالات جدیدی را در شما برانگیخته کند تا کنجکاو شوید. نتیجه‌گیری‌های سلاجقه درباره فروغ فرخزاد کاملا درست است و در این زمینه بزرگراهی را برای تحقیق گشوده است. جالب است که او تمام گزاره‌ها مانند گزاره‌های اخباری شعر فروغ را شمرده است. کاری که من حوصله انجامش را ندارم.

این منتقد ادبی ادامه داد: در شعر فروغ، هرچه گزاره‌های اخباری بیشتر می‌شود، او خودش را بیشتر به عنوان سوژه مطرح می‌کند تا ابژه. این وجه از شعر فروغ با خواندن مقاله این کتاب بود که برای من مشخص شد. این کتاب به نظرم اشکالاتی هم داشت که یکی از آن‌ها عدم سنخیت موضوعی بود. من حضور چند مقاله را نمی‌توانم در این کتاب بپذیرم. به نظرم 3 مقاله آخر می‌توانستند در کتاب نباشند و متوجه نشدم که جایگاهشان در این کتاب کجاست. به این ترتیب یک عدم هارمونی در میان مقالات وجود دارد که با یکدستی می‌توانست دلپذیرتر باشد. مثلا بیت‌های شعرها در برخی مقاطع با «علامت اسلش» از هم جدا شده‌اند و در برخی مقاطع زیر هم آمده‌اند البته باز همین که کتاب چاپ شده است،‌ نعمت است.

وی افزود: این کتاب باید پشتوانه دولتی داشته باشد. وظیفه دولت است که برای کتاب‌هایی که تجارت می‌خواهد محکوم به مرگ شوند، حیات دوباره رقم بزند.

کاشیگر در پایان سخنانش گفت: من خیلی نقد می‌خوانم چون ما مترجم‌ها باید به عمق معنی برسیم. اما معنی در دیکشنری‌ها نیست و در خود متن است. مهم‌ترین ابزاری هم که در این زمینه داریم، کتاب‌هایی نظیر این کتاب، یعنی «نقد نوین در حوزه شعر» است. امیدوارم روزی به جایی برسیم که به جای انتشار کتابی که نقد آثار شاملو، اخوان، فروغ و ... را در خود داشته باشد، کتابی چاپ کنیم که حاوی 360 صفحه مطلب در نقد یکی از غزلیات حافظ باشد و با چاپ چنین کتاب‌هایی واقعا وارد حوزه تاویل شویم.

 

+ پروین سلاجقه
Mon 13 Feb 2012
«ديگر بس است!»

 

«نقد نوين در حوزه‌ي شعر» پروين سلاجقه بررسي شد سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب ایسنا  كتاب «نقد نوين در حوزه‌ي شعر» نوشته پروين سلاجقه روز گذشته (سه‌شنبه، 18 بهمن‌ماه) در فرهنگسراي ارسباران بررسي شد.  به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حسين پاينده در سخناني در اين نشست گفت: به كار بردن واژه نقد براي كتاب اشتباه است. در هيچ كجاي دنيا سراغ ندارم از عنوان نقد كتاب استفاده كنند. در واقع ريويو يا همان بررسي و معرفي كتاب است. نقد را براي آثار هنري و ادبي به كار مي‌برند. در فضاي فرهنگي ما خيلي كلمه‌ها نادقيق به كار برده مي شوند. مثلا كلمه انتقاد را با نقد يكي مي‌دانند؛ در حالي‌كه انتقاد، گفتن نقصان يك اثر است؛ اما نقد به كار بردن نظريه‌اي براي تبيين يك معناست و براي ما كه كارمان نقد است، رويكردهايي مانند ساختارگرايي، فمينيسم، پساساختارگرايي و ... به عنوان نظريه‌هايي است كه در نقد آثار ادبي و هنري به كار مي‌بريم.

اين استاد دانشگاه در ادامه تأكيد كرد: اين جلسه، نشست نقد كتاب نيست؛ بلكه جلسه‌اي براي ريويوست و همين‌جا به اهل نظر پيشنهاد مي‌دهم كه از جلسه‌هايي از اين دست به عنوان نشست معرفي و بررسي ياد شود.

اين منتقد ادبي با تأكيد بر ضرورت رويكرد علمي و روش‌مند نقد در مواجهه با آثار ادبيات كهن و معاصر ايران، گفت: بس است ديگر؛ تصحيح‌هاي مختلف از آثار ادبيات كهن بس است. ما امروز با نسل جديدي در دانشگاه‌هاي علوم انساني مواجه هستيم كه چالش‌گر و پرسش‌گر هستند و آن رويكردهاي پيشين را در مواجهه با ادبيات برنمي‌تابند. نقد ادبي حوزه‌اي بسيار ديناميك از مطالعات ادبي است. امروزه در دوره‌اي زندگي مي‌كنيم كه فرهنگ بزرگ «سخن» تأليف شده است و هر كس كه معناي واژه‌اي را نداند، مي‌تواند با مراجعه به آن، دشواري‌هاي واژگاني يك شعر را رفع كند. بس است؛ ديگر لازم نيست در كلاس‌هاي دانشگاه‌هاي ادبيات با شعرها از نظر شرح زباني و اين‌كه معناي فلان بيت چيست، روبه‌رو شويم. ضرورت دارد رويكرد ما به شعر، فهم شعر و ربط شعر به زندگي با استفاده از نظريه‌هاي نقد ادبي تغيير كند.

پاينده در ادامه به توضيحي درباره‌ي كتاب «نقد نوين در حوزه شعر» پروين سلاجقه پرداخت و گفت: چهار مقاله‌ي اين كتاب به شعر كلاسيك تعلق دارد و شش مقاله هم به شعر معاصر مي‌پردازد. روشي كه در پيش گرفته، يكي روش فرانسوي است كه شرح دقيق متن است و در برخي مقاله‌هاي ديگر روش نقد آمريكايي را پيش مي‌گيرد كه همان قرائت تنگاتنگ متن است. منتقد به متن شعر مي‌پردازد و به آن چيزي كه بيرون از شعر است، كاري ندارد. ما متأسفانه در فرهنگي ادبيات را آموخته‌ايم كه مطالب بيرون از شعر موضوع اصلي بررسي شعر بوده است؛ مطالبي مانند اطلاعات زندگي‌نامه‌يي و مسائلي از اين دست كه لزوما به شعر ربطي ندارد. در اين كتاب دو غزل از حافظ با رويكرد ساختارگرايانه مورد تحليل و بازخواني فرماليستي قرار گرفته و نويسنده با تأمل و درنگ و حوصله، شعرها را بررسي كرده است.

اين مترجم و منتقد سپس تأكيد كرد: حافظ به اندازه كافي ستايش شده است؛ ما بايد از ستايش حافظ عبور كنيم و به خوانش تحليلي و انتقادي شعر حافظ برسيم تا معنا را تبيين كنيم. نبايد معنا را حبس كنيم و اين‌طور نباشد كه استاد به عنوان مجسمه دانش در دانشگاه بيايد و هر حرفي را بزند، دانشجو بپذيرد و حفظ كند و بعد ادعا شود كه حافظ و شعر او بررسي شده است. غزل‌هاي حافظ بازنمايي‌كننده گفتمان متكثر زمان خودش است و مي‌توان آن‌ها را از منظرهاي مختلف نقد ادبي بررسي كرد. نقد ادبي پنجره متكثر را باز مي‌كند و ضرورت دارد به سمت كارهاي جديد برويم.

حسين پاينده عنوان كرد: به اعتقاد من، پروين سلاجقه جسارت و شهامت به خرج داده و عمل شجاعانه‌اي انجام داده است. در فضايي كه نقد ادبي جدي گرفته نمي‌شود، مي‌بينيم كسي كه رشته تحصيلي‌اش نقد ادبي نبوده، خودش كار و فعاليت كرده است. خب اين اهميت دارد.

او در ادامه متذكر شد: كار استاد در دانشگاه مريدپروري نيست. اگر دانشي داريم، بايد آن را به دانشجويان منتقل كنيم و زمينه را براي تحقيقات بيش‌تر باز كنيم و به نظرم، كتاب پروين سلاجقه از اين دست آثاري است كه روش نقد عملي را به دانشجويان ياد مي‌دهد و اين اهميت دارد.

حسين پاينده در پايان به طرح انتقادهايش درباره‌ي چند مقاله تأليف‌شده در اين كتاب پرداخت و متذكر شد: وقتي كه عنوان كتاب را ديدم، نوشته بود «نقد نوين». گمان مي‌بردم در اين كتاب با مقاله‌ها و موضوع‌هايي با رويكرد «نقد نو» روبه‌رو خواهم شد؛ در حالي‌كه در مقاله‌ها ديدم به لحاظ روش‌شناسي، از روش «نقد نو» به عنوان يكي از رويكردهاي نقد ادبي تخطي شده است.

همچنين در برخي از مقاله‌ها از عنوان «ساختاري» استفاده شده است؛ در حالي‌كه ما چنين رويكردي در نقد ادبي نداريم و «ساختاري» يكي از اصطلاحات نقد «ساختارگرايانه» است و ضرورت دارد اگر منظور نويسنده «ساختارگرايانه» بوده است، در چاپ‌هاي بعدي اصلاح شود. همچنين مؤلف در مقدمه‌ي كتاب در عين حالي كه مي‌گويد در پي نقدي روش‌مند است، جاي ديگر اظهار مي‌كند در اين مقاله‌ها دست به نقد تلفيقي زده است؛ در حالي كه بر اساس آموزه‌ها و مباني نقد ادبي، چيزي به اسم نقد تلفيقي نداريم و به نوعي نمي‌شود يك شعر را در يك مقاله از چند منظر بررسي كرد. اين شيوه‌اي مخدوش و جعلي است و با آن ادعايي كه مؤلف در كتاب و روش‌مند بودن تأكيد دارد، در تنافر است و نكته ديگر اين‌كه در نقد شعر سهراب سپهري كه در يكي از مقاله‌هاي كتاب آمده است، ‌گفته مي‌شود كه از رويكرد نقد نشانه‌شناسانه در بررسي و تحليل شعر استفاده شده است؛ در حالي‌كه من اصلا چيزي از نشانه‌شناسي نمي‌بينم. اگر منظور از «نشانه‌شناسي»، نشانه‌شناسي عمومي است، آن بحث ديگري است. اما اگر منظور رويكردي در نقد ادبي است، من چنين چيزي نديده‌ام.

در ادامه اين نشست، مديا كاشيگر با اشاره به ترجمه‌اي كه مدت‌ها پيش از يك مقاله لويناس با رويكرد ساختاري بر شعر «گربه‌ها»ي بودلر نوشته بود و شرح دشواري‌هاي ترجمه‌ي آن مقاله‌ي ساختارگرايانه، عنوان كرد: خوشحالم كه در اين كتاب بويژه در مقاله‌اي درباره فروغ فرخزاد با نقدي ساختارگريانه در زبان فارسي روبه‌رو مي‌شوم. همچنين به نظرم، يكي از درخشان‌ترين مقاله‌هاي اين كتاب، مقاله‌اي است كه درباره‌ي سهراب سپهري تأليف شده است و او خلاف‌عادت رفتار مي‌كند و برخلاف حكم‌هايي كه عليه سهراب سپهري و شعرش صادر مي‌شود و او را شاعري بي‌توجه به دغدغه‌هاي اجتماعي مي‌داند، خانم سلاجقه به طور دقيق و با حوصله، جنبه پنهان و نهفته اجتماعي شعر سهراب سپهري را براي ما رو مي‌كند.

اين مترجم در ادامه گفت: به اعتقاد من، نقد آن نيست كه همه چيز را براي شما روشن كند؛ بلكه مي‌تواند در شما سؤال و پرسشي تازه را برانگيزد و من اين موضوع را در نقد ساختارگرايانه شعر فروغ ديدم و برايم بسيار جالب و ارزشمند بود. در فرآيند مطالعه اين مقاله بود كه اين پرسش در ذهنم شكل گرفت كه با افزايش بسامد گزاره‌هاي اخباري در زبان شعر فروغ،‌ زن در شعر فروغ سوژه‌تر مي‌شود و ديگر ابژه نيست. معتقدم اين موضوع خيلي جاي كار دارد و شايد مؤلف ترجيح داده در مقاله‌هاي ديگري اين موضوع را بسط دهد.

در پايان، مديا كاشيگر به طرح چند انتقاد درباره‌ي كتاب پرداخت و اظهار كرد: به نظرم، كتاب از نبود سنخيت موضوعي آسيب ديده است. شايد مقاله نقد كهن‌الگويي شعر شاملو و همچنين سه مقاله آخر كتاب مي‌توانست در اين مجموعه نباشد؛ زيرا سنخيتي با ديگر مقاله‌ها ندارد. همچنين شعر هر شاعري الزاما بايد در زباني كه سروده شده، از منظر ساختارگرايانه بررسي شود و كسي كه مي‌خواهد اثري را نقد ساختارگرايانه كند، الزاما بايد اثر را در همان زبان نقد كند. نمي‌شود ترجمه شعر آنا آخماتووا را در زبان فارسي با رويكرد ساختارگرايانه نقد كرد و اين ايرادي است كه از اساس به اين مقاله وارد است.

در پايان اين نشست، پروين سلاجقه در توضيحاتي كوتاه خاطرنشان كرد: اين كتاب گزيده‌اي از مقاله‌هاي من در حوزه نقد شعر است كه طي 10 سال اخير نوشته شده است كه از بين آن‌ها 10 مقاله را انتخاب و سعي كردم انتخاب‌ها به گونه‌ي باشد كه هر مقاله يك رويكرد ادبي را مطرح ‌كند. او سپس به ارائه توضيحاتي درباره حرف‌هاي مطرح‌شده در نشست پرداخت.

 

+ پروین سلاجقه
Sat 4 Feb 2012
کتاب «نقد نوین در حوزه شعر»

کاشیگر و پاینده کتاب پروین سلاجقه را نقد می‌کنند کتاب «نقد نوین در حوزه شعر» نوشته پروین سلاجقه طی نشستی با حضور حسین پاینده و مدیا کاشیگر و نیز نویسنده این کتاب نقد و بررسی می‌شود. به گزارش خبرنگار مهر، این کتاب مجموعه 11 مقاله از پروین سلاجقه درباره نقد شعر است که چندی پیش از سوی انتشارات مروارید منتشر شد. تعدادی از مقالات این مجموعه پیشتر در برخی نشریاتی مانند بخارا و نقد ادبی به چاپ رسیده بودند. یکی از این مقالات کتاب «نقد نوین در حوزه شعر» در بررسی ساختار شعر «شاسوسا» از سهراب سپهری نوشته شده است وبررسی فرمالیستی و شکل گرایانه دو غزل از حافظ از دیگر مقالات این کتاب است. کتاب «نقد نوین در حوزه شعر» اثر پروین سلاجقه روز سه‌شنبه 18 بهمن ماه ساعت 17 در باشگاه کتاب تهران واقع در فرهنگسرای ارسباران نقد می‌شود. منتقدان این برنامه حسین پاینده و مدیا کاشیگر هستند.کتاب‌های «امیرزاده کاشی‌ها» و «از این باغ شرقی» از دیگر آثار سلاجقه است. کتاب اخیر (از این باغ شرقی) که اخیرا به عنوان کتاب درسی وارد دروس مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز هم شده، جایزه کتاب سال را از آن خود کرده است.

+ پروین سلاجقه
Mon 14 Nov 2011
روایت
 

گاهی شب ها کمی پنجره به بسترم می تابد

و اندکی توی ماه قدم می زنم

(چیز عجیبی ست توی همین آسمان گرفته ی تهران!!)

همین که واژه هایم دچار بی وزنی می شوند

تازه می فهمم که بیخود دست تو را رها کردم

 

قرص ماه توی آسمان کامل می شود

از میان همه ی صورت هایی که روی ماه می کشم یکی شبیه تو نیست

 

عکس خودم را می کشم

یک رود بیقرار روی ماه جاری می شود

 

ستاره ای ناامید در دوردست شب سوسو می زند

به چشم هایت که می رسم

درختی سبز روی ماه ریشه می دواند

و شاخه هایش را به سمت من تکان می دهد

 

آه گاهی چه قدر دلم برای برگ ها تنگ می شود!

 

 

+ پروین سلاجقه