تبليغاتX
پروین سلاجقه
Sun 18 Oct 2009
دلتنگی ها (1)
 

 

مثل همه ی تصویرهایی که تا کنون فراموشمان کرده اند

گاهی از منظر چشم جهان دور می شویم

راه بهشت از گردنه های سخت می گذرد

نازنین!

برایت شعری گفته ام که

به مرثیه ای برای خودم تبدیل شده است.

 

 

+ پروین سلاجقه
Sun 26 Jul 2009
گفت و‌گو با دکتر پروین سلاجقه: به خاطرِ صرفِ ادبیات
 

منبع: جن و پری 

گفتگو:سید مصطفا رضیئ

فروش کتاب فقط در نمایشگاه ممنوع اعلام شده، یا در بازار کتاب هم ممنوع است؟

 

هنوز نمی‌دانم. اطلاع دقیقی از بقیه‌ی موارد ندارم. و این که الان وضعیت کتاب در بازار چگونه است. آیا آن‌جا هم حق فروش ندارد؟  ولی می‌دانم در نمایشگاه کتاب امسال ارائه نشد و کسانی که برای خرید آن رفته بودند موفق به خرید کتاب در نمایشگاه نشدند.

 

خانوم دکتر سلاجقه، شما یک کتاب موفق کار کردید، جایزه بردید، اثر تجدید چاپ شد، ولی الان امکان فروش آن محدود شده است. این اتفاقی که سر این کتاب برای شما افتاد، چه تاثیری بر ادامه‌ی کار شما بر مجموعه‌تان دارد، شما قصد داشتید جلدهای بعدی این مجموعه را هم به بازار بفرستید. شما الان به کارتان در این مجموعه ادامه می‌دهید یا کار متوقف می‌شود؟

 

بدون تردید کارم را ادامه می‌دهم. طرح کار، مجموعه‌ی نقد شعر معاصر است، که شماره‌ی دوم آن نقد شعر فروغ فرخزاد است. این کتاب نوشته شده است و تقریبا برای چاپ آماده است. ولی واقعیت این است که هنوز تصمیم نگرفته‌ام کارم را به ناشر ارائه کنم. برای این‌که می‌دانم احتمالا با مشکلاتی این چنینی رو‌به‌رو می شود. البته همه‌ی این مسایل مسلما  روی انگیزه‌هایم  تاثیر منفی دارد ولی جز نوشتن آنچه که لازم می‌دانم راه دیگری ندارم. امیدوارم هرچه زودتر موانع این‌چنینی از سر راه کتاب‌ها از بین برود. وقتی آدمی سالها، از زندگی‌اش را صرف تحقیقاتی می‌کند که برای فرهنگ و ادبیات و تحقیق‌های علمی می‌توانند بسترسازی کنند ولی بعد بدون هیچ دلیلی با مانع برخورد می‌کنند. چه در حد ممیزی که کار شامل اصلاحیه‌هایی شود، چه عدم در یافت مجوز چاپ یا ممنوعیت و محدودیت فروش، می‌تواند بر انگیزه‌های کلی فرد، تاثیر بگذارد. با این همه الان دارم روی اثر دیگری کار می‌کنم. اثری به نام «فرهنگ تحلیلی موتیف، نماد و سنت‌های ادبی در شعر سبک هندی ایران،»  حدود چهار سال روی این اثر کار کرده‌ام که حدود تقریبا 2000 مدخل دارد. بدیهی است ‌انجام این کارها، انرژی زیادی لازم دارد، ولی وقتی کتاب‌های آدم با مشکلاتی این‌چنینی روبه‌رو می‌شود، بر فرآیند کاری ‌او تاثیر می‌گذارد. بعد از شنیدن هر خبر ناراحت کننده در مورد برخورد با آثار ادبی مدتی دچار دلسردی و افسردگی می‌شوم. ولی دوباره ادامه می‌دهم. به هر حال کار کردن، آن هم در زمینه‌ی نقد، نیازمند یک فضای مناسب است و تا زمانی که این فضای مناسب فراهم نشود، نمی‌شود راحت کار کرد.

 


ادامه‌‌ی مطلب
+ پروین سلاجقه
Thu 18 Jun 2009
شعري از احمد شاملو
 

 

 

همه شب حيرانش بودم ،

حيران ِ شهر  ِ بيدار

كه پيسوز چشمانش مي سوخت و

انديشه ي خوابش به سر نبود

و نجوای اورادش
                        لَخت لَخت
 

آسمان ِ سياه را مي انباشت

چون لَترمه باتلاقي ِ دمه بوناك

                          كه فضا را.

 

حيران بودم همه شب

                   شهر بيدار را

كه آواز  دهان اش

                تنها

                   همهمه ي عَفن ِ اذكارش بود :

 

شهر بي خواب

با پيسوز پُر دود ِ بيداري اش

در شب ِ قدري چنان. _

در شب ِ قدري

 

گفتم : بنخفتي ، شهر !

همه شب

         به نجوا

                نگران ِ چه بودي ؟

 

گفتند :

برآمدن روز را

                به دعا

                        شب زنده داري كرديم.

 

مگر به يُمن ِ دعا

آفتاب

برآيد.

 

گفتم :

حاجت روا شديد

                    كه آنك سپيده !"

 

به آهي گفتند : كنون

                 به جمعيت ِ خاطر

دل به درياي خواب مي زنيم

كه حاجت ِ نوميدانه

چنين معجز آيت

برآمد.

َ

8 فروردين ِ 1373

 

+ پروین سلاجقه
Fri 12 Jun 2009
احترام به محیط زیست، تنها ناجی انسان
 

مصاحبه‌گر: فریبا والیات

برای شنیدن فایل صوتی  کلیک کنید

 

دکتر پروین سلاجقه، پیش از اینکه کتاب «از این باغ شرقی‌»، در زمینه‌ی نقد و نظریه در ادبیات کودکان و نوجوانان، را به رشته‌ی تحریر در آورد نیز، از همین باغ شرقی گفته بود، از «قصه‌ی تالاب» و «بنفشه‌‌کوچولو»، از محیط زیست و طبیعت که احترام به آن تنها راه نجات ما است.

 

 

دویچه‌وله: خانم دکتر سلاجقه، در هر دو کتاب «قصه‌ی تالاب» و «بنفشه‌کوچولو»ی شما از طبیعت الهام گرفته شده. فکر می‌کنید، مطرح کردن طبیعت و اصولا محیط زیست در کتاب‌های کودکان چه تأثیری بر وجدان زیست‌محیطی بچه‌ها می‌گذارد؟

 

در این دو اثر من از ادبیات به عنوان یک ابزار استفاده کردم، تا بتوانم رابطه‌ی خیلی زنده‌ بین انسان و اجزا و عناصر طبیعت را نشان بدهم و به آن احترام بگذارم و این مسئله می‌تواند بر حس و وجدان کودکان برای درک این رابطه‌ی زنده و ارجمند تأثیرگذار باشد.

 

چه استقبالی از این دو کتاب شد؟

 

خوب بود. استقبال از «قصه‌ی تالاب» که در سال ۷۷ چاپ شد، خیلی خوب بود با اینکه این کتاب اولین کار من در زمینه‌ی ادبیات کودکان بود، می‌شود گفت که یکی از اولین کارهای جدی بود که سعی می‌کرد از یک زبان نسبتا سمبولیک و تا حدودی سنگین و کمی‌جدی‌تر به نسبت ادبیات کودکان، وارد کار شود. این کتاب در سال ۷۷ چاپ شد و موفقیتش این بود که در همان سال به عنوان کتاب برتر زیست‌محیطی در زمینه‌ی ادبیات و ادبیات کودک از طرف سازمان محیط زیست معرفی شود و خوشبختانه تیراژ کمی هم نداشت. در ۵ هزار جلد به فروش رفت و بعد از آن برای چاپ‌های بعدی آماده شد.

کتاب «بنفشه‌کوچولو» یک متن نسبتا ساده‌تر بود و سعی می‌کرد رابطه‌ی بین انسان به طور کل، و در اینجا یک کودک و یک موجود زنده را، با طبیعت خیلی زنده‌تر، رمانتیک‌تر و لطیف‌تر مطرح کند. استقبال از این کتاب هم خیلی خوب بود، حدود ۱۰ هزار نسخه از آن خیلی زود به فروش رفت و مخاطبین آن ازسطوح سنی پیش‌دبستانی تا سال‌های خیلی بالاتر حتی بزرگسالان بودند و نقدهای مجلات مختلف سعی کردند، لایه‌های درونی و معنایی این اثر و واکنش‌ها را نشان بدهند.

 

آیا همین مسئله‌، یعنی استقبال خوب از این دو کتاب، نشان نمی‌دهد که کودکان ایرانی به طبیعت، حیوانات و محیط زیست اطرافشان توجه و علاقه نشان می‌دهند و باید بیشتر به این زمینه پرداخت بشود؟

 

چرا، من فکر می‌کنم این دو کتاب می‌توانند در مقیاس بسیار کوچک‌تر نمایانگر این حس در کودکان ایرانی باشند. ولی همان‌طوری که در پیشینه‌ی تاریخی ادبیاتمان سراغ داریم، می‌بینیم که در آثار خیلی ارزشمند کلاسیک ما عمدتا سعی می‌کنند، به بچه‌ها از طریق شخصیت‌های گیاهی، حیوانی و شخصیت‌هایی که عمدتا در دل طبیعت مسکن دارند شناخت مربوط به زندگی را بدهند و سعی ‌می‌کنند که ارتباط خیلی محکم و گسترده و هوشمند انسان و طبعیت را برای آنها بازگو کنند.

 

و آیا به نظر شما در کتاب‌های کودکان و کتاب‌های معاصر به اندازه‌ی کافی به محیط زیست و لزوم حفاظت از آن پرداخته می‌شود؟

 

در دوره‌ای که ما در ادبیات و هنر آن را تحت عنوان «پسا مدرنیسم» نام‌گذاری می‌کنیم خوشبختانه دارد به این مسئله بها داده می‌شود. من فکر می‌کنم، الان در آثار کودکان دارند تا حدود زیادی به این مسئله‌ می‌پردازند، به اینکه کودکان باید به محیط زیست احترام بگذارند، به اینکه آنها بتوانند رابطه‌ای بسیار سالم با محیط پیرامون و طبیعت برقرار کنند، ‌آن را درک کنند و از موتیوها (برانگیزاننده‌ها)ی زنده‌ی طبیعت در ذهنشان و خلاقیت‌هایشان استفاده کنند.

 

در ماه‌های گذشته خبری تکان‌دهنده در بسیاری از رسانه‌های ایرانی منتشر شد مبنی بر اینکه هزاران لاک‌پشت و پرنده‌ی مهاجر به دلیل آتش زدن نیزارهای اطراف تالاب پریشان برای راه‌‌سازی زنده‌زنده در آتش سوختند. موضوعی که شما ۱۰ سال پیش راجع به آن نوشتید، یعنی از بین رفتن تالاب‌ها، امروز به یکی از مسایل مطرح زیست‌محیطی ایران تبدیل شده. تأثیر مطرح کردن مسایل زیست‌محیطی را در عرصه‌های مختلف هنری مثل نقاشی، فیلم یا قصه‌نویسی چگونه می‌بینید؟

 

من خیلی برای این خبر متأسفم. درست است که در داستان من در آن زمانی که من آن را نوشتم این موضوع فقط یک فانتزی تراژیک بود، یعنی در واقع من می‌خواستم بگویم که امیدوارم اینطور نشود و اگر اینطور شود خیلی بد است. ولی متأسفانه می‌بینم که این فانتزی‌ها دارد به حقیقت می‌پیوندد و این جای تأسف دارد.

من فکر می‌کنم، هنر همیشه می‌تواند واقعیات تلخ زندگی انسانی را به یک شکلی نمایش بدهد و آنها را برای خود انسان بازنمایی کند، برای خود انسان تا درس عبرتی برایش شود. بدون تردید نقاشی، داستان، شعر و همه‌ی محصولات هنری می‌توانند کمک کنند تا این‌جور تراژدی‌ها دیگر تکرار نشود. فکر می‌کنم، حتی اگر مطبوعات در آن سال‌هایی که داستان من یا داستان‌هایی نظیر این نوشته شد سعی می‌کردند، اینها را تبلیغ کنند و مردم را با این‌جور آثار هنری که می‌تواند مردم را با بیان‌های خیلی عاطفی با این تراژدی‌ها آشنا کند، آشنا می‌کردند، می‌توانست خیلی مؤثر باشد و در اینکه هنر می‌تواند به رفع این مشکلات کند من جای تردیدی ندارم.

 

كتاب قصه تالابدو کتاب «قصه‌ی تالاب» و «بنفشه‌کوچولو» به زبان فارسی نوشته‌شده‌اند. آیا تا حالا تلاشی شده تا این دو کتاب به زبان‌های دیگر ترجمه شوند؟

 

قصه‌ی تالاب متنش به آلمانی ترجمه شده و مترجمینش از من خواستند که یک تصویرگر دیگری در ایران تصاویر این کتاب را از نو تصویرگری کند. به خاطر اینکه تصویرها یک مقدار برای کودکان سنگین است و فضایی غمگین را به مخاطب القا می‌کند و آنها در جستجوی ناشری بودند که بتواند این اثر را برایشان چاپ کند، گویا با چند ناشر آلمانی هم صحبت کرده بودند. از طرف آنها هم قول‌هایی داده شده بود و مسئله به این واگذار شده بود که تصویرگر دیگری کار تصاویر جدید را بر عهده بگیرد.

بنفشه‌کوچولو هم می‌دانم که متنش به انگلیسی ترجمه شده و ناشرش در صدد این هست که این کتاب را به انگلیسی با تصاویر تازه چاپ کند.

 

آیا باز هم قصد دارید، کتابی بنویسد که حفظ محیط زیست یا طبیعت را مطرح کند؟

 

در داستان‌های من به طور کلی همیشه یک جنبه‌ی زیست‌محیطی هست. چون به نوعی ذهنیت خود من ذهنیتی است که در لحظه‌ای که در حال نوشتنم خیلی زود کانال‌هایش را با طبیعت برقرار می‌کند و بن‌مایه‌های اصلی کار را از طبیعت می‌گیرد، از هر چه که به حضور زنده‌ی طبیعت مربوط می‌شود. اینها همه به من ایده می‌دهد. بنابراین می‌توانم بگویم، داستان‌های دیگر من هم به نوعی با طبیعت سر و کار دارد. حتی داستان‌‌هایی که الان در زمینه‌ی ادبیات بزرگسال دارم می‌نویسم، آنها هم به نوعی مبتنی است بر جاندارانگاری یا بحثی که ما در آرای مدرن به آن انیمیسم می‌گوییم، یعنی حضور زند‌ه‌ی طبیعت در ذهن انسان و اینها خوشبختانه همه در ذهن من جا دارد. چون خودم به طبیعت خیلی زیاد ارزش می‌گذارم و فکر می‌کنم‌، تنها چیزی که می‌تواند انسان را نجات بدهد در دوره‌ی هرج و مرج بی‌پایانی که خودش برای خودش فراهم کرده، احترام به محیط زیست است.

 

 منبع: راديو دویچه وله آلمان

 

 

+ پروین سلاجقه
Sun 24 May 2009
گفتگویی با پروین سلاجقه
 

 

گفتگو: حامد رحمتی

منبع : مجله ارمغان فرهنگی

 

كتاب امير زاده ي كاشي ها به چاپ دوم رسيد اين در حالي ست كه ادبيات امروز كشور با بحران مواجه است و همانطور كه تجربه نشان داده مردم ما اصولن اهل خواندن نيستند چه برسد به كتاب و كتاب خواني؟

 

متاسفانه ادبيات امروز ما در چندين وجه با بحران مواجه است ... بحران مخاطب ، بحران مولف ، بحران نقد،  بحران نشر ، نوشتن دشوار است و بايد برايش بها پرداخت خصوصا نوشتن جدي ، يك مولف بايد با همه ي اين موارد مبارزه كند  تا اثر خود را به سامان برساند و بعد از آن منتظر پاسخ بماند. اما وقتي پاسخ نمي گيرد تناسبي بين داده ها و گرفته ها ايجاد نمي شود.هرچقدر اثر جدي تر باشد اين مشكلات بيشتر و پيچيده تر است. بنابراين براي مولفان انگيزه اي قوي وجود ندارد كه خود را با كارهاي جدي در گير كنند ، در واقع جدي نوشتن در كشور ما به جرياني قابل قبول و حرفه اي تبديل نشده است، فقط گاهي شگردهاي فردي براي تاليف اين گونه كتاب ها از افراد سر مي زند كه نوعي خطر كردن است . بحران مخاطب در پاسخ ندادن به نوشتار جدي يكي از مهم ترين مشكلات در بين اين موارد است زيرا عدم استقبال از اين گونه آثار سرمايه ي ناشران را هم به خطر مي اندازد و نتيجه منجر مي شود به بحران نشر.در اين صورت ناشران يا اين گونه آثار را چاپ نمي كنند يا مولف را مجبور به تقليل كيفي و كمي آثار يا پايين آوردن سطح نوشتار يا عوامانه نويسي مي كنند. راه هايي كه بتواند كتاب را به فروش برساند. در اين ميان وضعيت كتاب هاي نظري و پژوهشي از همه بدتر است.آن ها مثل يك غريبه وارد بازار مي شوند هيچ كس آن ها را نمي شناسد مگر اين كه نويسنده هايشان در طول زمان با جان كندن براي خود معروفيتي دست و پا كرده باشند يا آشنايي،  كسي در مطبوعات يا محافل نقد و بررسي كتاب داشته باشند تا نامي از كتاب آن ها برده شود. گاهي به نظر مي رسد در اين زمينه با نوعي مافياي مطبوعاتي در زمينه ي تبليغ و معرفي كتاب ها روبه رو هستيم.هر روزنامه ي براي خود تعدادي از افراد را به نام خودي و تعدادي را به نام بيگانه دارد.حساب كسي كه براي همه ي آن ها بيگانه تعريف شود روشن است. بايد براي هميشه دور نوشتن را خط بكشد.  اگر به تيراژ كتاب هاي تحقيقي و پژوهشي و تعداد چاپ هاي آن ها  كه در چند سال اخير منتشر شده توجه كنيد و آن ها را با كتاب هاي بازاري و عوامانه مقايسه كنيد به سادگي به عمق فاجعه پي مي بريد.


ادامه‌‌ی مطلب
+ پروین سلاجقه